*گل من ای لاله ی گل خونه ی من...مهربونم سر بذار رو شونه ی من...دل من یه شاپرک بود بی خبر اومد سراغت...گل نازک تن عاشق شاپرک نبینه داغت...اگه غم قطره ای بارون بشه... توو خونه ی چشات بشینه...اگه پرنده ی دل رها بشه... توو صدف دستات بشینه...قلبم رو با عشق و ایثار واسه تو هدیه میارم...نقره ای پولک ماه رو توو شب چشات میذارم*

نظر سنجی
چهارشنبه 21 بهمن 1388
سلام:

یه سوال نسبتا جالب واسه نظر سنجی( یه بحث کوچولو) مطرح کردم خوشحال میشم نظرتون رو

بدونم.سوال و گزینه ها رو اینجا هم مطرح میکنم:

کدوم یکی بی وفا تر هست؟

پسر

دختر

بابا

مامان

دوست

سایرین

هیچ کدوم

همه با وفا هستن

همه بی وفا هستن


[ چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 01:31 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 01:58 ق.ظ]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
193
چهارشنبه 21 بهمن 1388


[ چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 01:27 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
عطر تو
سه شنبه 20 بهمن 1388
امشب از دشت احساس زیبا ترین گل را برای تو ،

از شاخه جدا خواهم ساخت .

شرمسار از رویت ،

که گل در برابرت چون کاهی است در مقابل کوه.

مهربان !

بی روی مهتاب گون تو از چه بنگارم

 وبه عشق که بنویسم از طلوع ستاره تا لحظه میلاد آفتاب .

مگر می توان به غیر از تو نوشت آنگاه که خورشید آب میشود

ازنگاه آتشینت وماه پرده بر رخسار کشیده از زلال چهره ات .

چشمه ها خاموشند تا کلام از لبان تو جاری است .

ای عزیز !

تا عطر دل انگیز تو مشامم را زنده نگه دارد بوی گلاب را نشناسم



[ سه شنبه 20 بهمن 1388 - 01:18 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
ناعاشقان
دوشنبه 19 بهمن 1388

آه چه غرقاب مهیبی است عشق

مهلکه پر ز نهیبی است عشق

غمزه خوبان دل عالم شکست

شیر دل است آن که از این غمزه رست

زندگی عشق عجب زندگی است

زنده که عاشق نبود زنده نیست


[ دوشنبه 19 بهمن 1388 - 01:13 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
یا اباعبدالله الحسین
جمعه 16 بهمن 1388
یک روایت جالب از یکی از دوستان که واقعا ارزش خوندن داره و از همین جا به همه ی کاسنی

که این متن رو میخونن التماس دعا دارم.امیدوارم در پیشگاه حق رو سفید باشیم.


 

بعد از جنگ  کار خانم ام البنین این بود روزا میومد کنار بقی چهار تا صورت قبر میکشید و مدام

گریه میکرد و نام حسین بن علی رو به زبان می اورد.از او پرسیدند خانم شما چهار تا پسر از

دست دادی چرا حسین رو صدا میزنی؟

فرمود بچه های من مادر دارن و حسین فاطمه مادر نداره.با اشک برا حسین روزشو شب میکرد و

شبها  توو کوچه پس کوچه های مدینه راه میوفتاد ،توو محله ی بنی هاشم راه میوفتاد یکی یکی در

خونه ی اهل بیت رو میکوبید خانم زینب سرشو بیرون می آورد دست و روی زینب رو میبوسید و

میفرمود :دختر علی اومدم ازت حلالیت بگیرم.

برا چی؟

اومدم ازت حلالیت بگیرم برا عباسم ، خانم به خدا میخواست آب بیاره نشد، میخواست آب بیاره

نذاشتن، به خدا رفت آب بیاره دستاشو قطع کردن، رفت آب بیاره با عمود به فرقش زدن، عباسمو

حلال کن

یکی یکی خونه ها رو در میزد، در یه خونه که میرسید دیگه دق الباب نمیکرد صاحبخونه میدونست

سر ساعت خانم ام البنین پشت دره.قبل از اینکه ام البنین دستش به در برسه در رو باز میکرد

میفرمود :بی بی جان  ام البنین دوباره که اومدی؟

ام البنین سرشو مینداخت پایین میگفت : به جون پسرت رباب پسرمو حلال کن، خانم رباب از بچم

بگذر، خانم رباب بچم رفت آب بیاره من شرمنده ی تو، خانم رباب جون اصغرت عباسمو حلال کن،

همه ی خونه ها رو یکی یکی میرفت تا رسید در خونه ی خانم سکینه  سلام الله علیها

اون شب تا درو باز کرد دید خانم سکینه اخم هاش توی همه.ام البنین فهمید که امشب با شبای دیگه

فرق داره.سرشو انداخت پایین.خانم سکینه فرمود ام البنین دوباره که اومدی چی میخوای؟

عرض کرد بی بی جان اومدم حلالیت بطلبم،

خانم سکینه فرمود: بی بی جان اگه یه شب دیگه بیای در خونم شکایتتو به مادرم زهرا میکنم،

ام البنین فرمود :خانم من اومدم حلالیت بطلبم برا بچم ، شما رو اذیت کردم؟ببخشید تورو خدا از من

بگذرید

خانم سکینه فرمود :ام البنین تو نمیدونی هر شب میای در خونه ی من با من چه میکنی، ام البنین

من باید از تو حلالیت بگیرم،بچه ی تورو من فرستادم،اگه من از عموم آب نخواسته بودم ، اگه من

به عموم نمیگفتم برو آب بیار عموم اینجور فرقش شکافته نمیشد....

یا حسین مظلوم

 

کسی حرف از عطش بر لب نیاره

که بابایم دگر سقا نداره


 التماس دعا



[ جمعه 16 بهمن 1388 - 08:00 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
یا حسین
جمعه 16 بهمن 1388

از اون نگاهش نمیشه دل کند دلم میمونه وقتی که اروم میزنه لبخند  دود کنید اسپند

از اون نگاهش نمیشه دل کند دلم میمونه وقتی که اروم میزنه لبخند  دود کنید اسپند

قد بلند و موی کمند و باباش که میبینه میوفته یاده جدش

وقتی سوارس یا که پیادست میبینمش از اون دورا بلنده قدش دود کنید اسپند

نگین چرا نگین چرا شدی هراسون   بچه بزرگ نکردم اسون

عزیزه مادر الهی باشی سلامت  عزیزه مادر الهی باشی سلامت

توو این جوونا فقط تو داری چندتا علامت باشی سلامت

یه خال گونه ،قد نمونه، فقط تو با عموت میشی شونه به شونه

فدات شه مادر میدونم اخر عشق تو لیلا رو به صحرا میکشونه

نقشه هامو رو اب میبینم یکی بگه که خواب میبینم

نقشه هامو رو اب میبینم یکی بگه که خواب میبینم

قله ی عشقم داره میره الهی که لیلا بمیره

بعد تو اکبر کاشکی نباشه خدا نیاره روزی که مادر از تو جدا شه کاشکی نباشه

محبوبه لیلا ببین آشوبه لیلا با قدم هات دلش داره میکوبه لیلا

دور میشی از من همه میدونن که نم نم از راه میرسه غروب لیلا

اکبر رو گرگ های بیابون،لیلامو خاکستر مجنون

نبینه مادرت که بابات باید ببینه اربنه او

------------------------

بخواب علی جون به روی سینم

که اخرین بار خواب قشنگ تورو ببینم ای نازنینم

مادر بی تاب بچه ی بیخواب

کاشکی یکی بیاره یه چیکه ی اب

کجایی عباس بچمو دریاب

که صورتش داره میسوزه زیر افتاب

رفته عموت که اب بیاره

عزیزم قول عموت نشد نداره

علی جان دستای کوچولوتو باز کن دستای عباس رو دعا کن

چرا عزیزم صدات گرفته بمیره مادر اتیش به روی لبات گرفته

گریه ی بی جون حال پریشون میخوام که ارومت کنم اما نمیشه

تشنه ی شیرم نمیر میمیرم میگن مادر به فکر بچشه همیشه

الهی که بارون بگیره لبات دوباره جون بگیره

بخواب که وقت خوابه حالا مادر برات میخونه لالا

لالا لالایی   لالا لالایی   لالا لالایی  

--------------------

 

اخر مرا شرمنده کردی ابی نخوردی و به رویم خنده کردی پسرم خنده کردی

افزون مکن اندوه و دردم پیشه دشمن

بابا ببین خندیدی و من گریه کردم پیشه  دشمن

وای از منو از خنجر تو خود گو چه سازم با نگاه مادر تو

پنهان کنم زیر ابایم تا به خیمه بابا بمیرم من برات تا به خیمه

ای حرمله اتش بگیری این سان مرا کردی دچار سربه زیری

این گل کجا تیر سه شعبه بی مروت بلبل کجا تیر سه شعبه بی مروت

------------------

 

عموم اباالفضل یه پهلوونه قدش بلنده دستاش قشنگه ابرو کمونه

ما تشنمونه خدا میدونه که این فقط کاره عموی پهلوونه

میگن که عباس دلش یه دریاست چشم امید ما همه به دست اونه

همه توو خیمه ی ربابن منتظره یه چیکه آبن

توو چشمامون نبینه اشکو دست عمو کی میده مشکو

 

 التماس دعا




[ جمعه 16 بهمن 1388 - 12:00 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
اربعین حسینی
جمعه 16 بهمن 1388
اسلام علیک یا حسین بن علی

سلام:

اربعین سومین گوهر ولایت حق بر باطل، چهلمین روز درگذشت سالار شهیدان، تشنه ی صحرا،

مظلوم بر حق ،سپه دار زینب، ثابت شده ی دل شکستگان، شاه مظلوم، مرد عالم ،معشوقه ی

هستی، حافظ عفت و طینت و قران و پاکی حضرت حسین بی علی (ع) را به همه ی مسلمنان جهان

اعم از شیعه و سنی و همه ی قبول داران آن حضرت تسلیت عرض مینمایم.


التماس دعا

همیشه رضا باشید


[ جمعه 16 بهمن 1388 - 01:14 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
192
یکشنبه 11 بهمن 1388
تقدیم به تمام عاشقان تنها


[ یکشنبه 11 بهمن 1388 - 02:15 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
بمیرم واسه چشمات
یکشنبه 11 بهمن 1388

دیگه خواستن یا نخواستن ، واسه من فرقی نداره 

دیگه هیچی نمی تونه ، واسه من شادی بیاره 

دیگه امروز نه بهاره ، نه واسم تازگی داره 

حتی امروز ، حتی فردا ، دیگه معنایی نداره 

وقتی تو هیچی نمی گی ، یعنی این آخر کاره

یعنی این سکوت مرگه ، واسه قلب پاره پاره

دیگه حرفام ، مثه شعرام ، پیش تو جایی نداره

دیگه قلبم می گه بسه ، که دیگه فایده نداره

میگه اشکام ، واسه چشمام ، تا ابد میخواد بباره

چون واست معنی نداره ، که به عشقم بگی آره

اگه امشب آسمونی ، شدی باز غرق ستاره

واسه من مثل سرابه که بیام پیشت دوباره

واسه من عین خیاله ، که ببینم یه ستاره

می دونی کاری نداره ، که بشی برام ستاره ؟

تا صدای گریه هام باز ، بشن آهنگ و ترانه

تا بگم تنت دوباره ، عطر عاشقانه داره

تا بشم مست و بمیرم ، واسه چشمات بی بهانه ...


[ یکشنبه 11 بهمن 1388 - 12:58 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
گریه کن برای این دل
شنبه 10 بهمن 1388

گریه کن برای دردات  گریه کن برای خونه

 گریه کن برای این دل  که نمی تونه بمونه

 گریه کن برای دردات  گریه آواز ِ جنونه

 گریه کن اگه میتونی که تو دل غمی نمونه

اگه می شنوی صدامو یا که می بینی نگامو

 دل من تنهای تنهاست  تو ندیدی گریه هامو

 گریه کن برای دردات  گریه آواز ِ جنونه

 گریه کن برای این دل  که نمی تونه بمونه

گریه کن برای رفتن  گریه کن برای مردن

گریه کن برای قلبی که با چشمای تو سوختن

اگه می شنوی صدامو یا که می بینی نگامو

دل من تنهای تنهاست  تو ندیدی گریه هامو

گریه کن برای دردات  گریه آواز ِ جنونه

گریه کن برای این دل که نمی تونه بمونه

 



[ شنبه 10 بهمن 1388 - 02:49 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
اجازه هست
شنبه 10 بهمن 1388

سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟

اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟

شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش

اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟

 

اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟

تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم

بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی

بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم

 

اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟

خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟

اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟

با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟

 

طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو

با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟

هر چی بگی نه نمی گم، جونم بخوای برات می دم

هر چی می خوای بهم بگو، فقط بهم نگو برو

 

اجازه هست بازم تو خواب، بوس بكارم كنج لبات

یه شعر تازه تر بگم، به یاد شرم گونه هات

نشونیتو بهم می دی؟ تا پنهون از چشم همه

ورق ورق نامه بدم بازم برات

 

همیشه مهربون من! نامه رسید به انتها

فقط یه چیز یادت باشه: بازم به خواب من بیا



[ شنبه 10 بهمن 1388 - 01:47 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
191
جمعه 9 بهمن 1388
عقد های بی عهد

[ جمعه 9 بهمن 1388 - 05:08 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
تفاوت عشق و دوستی
جمعه 9 بهمن 1388

روزی عشق از دوستی پرسید: تفاوت من و تو در چیست؟ 

             دوستی گفت:

    من دیگران را با سلام آشنا میکنم تو با نگاه . . . .

            من آنان را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ



[ جمعه 9 بهمن 1388 - 04:42 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
تو همیشه بهترینی
چهارشنبه 7 بهمن 1388

اگه از تو ننوشتم      فکر نکن سرم شلوغه...

توی زندگی یه وقتا          تنهایی رمز عبوره...

اگه از چشمات گذشتم       فکر نکن عاشق نبودم...

مطمئن باش توی دنیا        دل به تو سپرده بودم...

خیلی سخته بگی میرم         وقتی می خوای که بمونی...

وقتی می خوای تو خیالت         شعرای قشنگ بخونی...

من گذشتم از تو اما        تو همیشه بهترینی...

مثل اشکی واسه چشمام        موندگاری و صمیمی...

من می خواستم تو خیالم        ازتو تا ابد بخونم...

تنها باشم بی حضورت        رازچشماتو بدونم...

من می خواستم واسه دردام        تنهایی خونه بسازم...

با نت های مهربونیت          شعرای قشنگ بسازم...

می دونستم وقتی میرم             دیگه تا ابد غریبم...

حتی واسه چشم خیست             بی وفاترین فریبم...

شاید امروز که سیاهی            رخنه کرده تو وجودم...

بدونم که راستی راستی           روزی عاشق تو بودم...


شعر بسیار قشنگی که منبع اون دوست بسیار خوبم با وبلاگی به نام اشکها و لبخندها.




[ چهارشنبه 7 بهمن 1388 - 01:29 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: چهارشنبه 7 بهمن 1388 - 01:36 ب.ظ]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
نگرانیه بی خود
دوشنبه 5 بهمن 1388
سلام:

دوستان خوبم که میگن لینکشون رو از لینکدونیه غم قطره حذف کردم باید بگم این اتفاق انجام نشده

مگر وبهایی که با تذکر تمایل به گذاشتن لینک غم قطره نداشتن و کسانی که لینکشون توی لینکدونیه

برگ اول غم قطره نیست لینکشون توی آرشیو هست و نگران نباشن.



[ دوشنبه 5 بهمن 1388 - 12:38 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
سکوت
یکشنبه 4 بهمن 1388

سکوت من بهانه بود برای بی صدا شدن

بهانه بود سکوت من برای بی صدا شدن

برای اشکهای من بهانه بی شمار بود

جواب تو همین که این سکوت چون بهار بود

برای این منی که من به دست من شکسته است

دلم گرفته تر ز من صدای من گرفته است

گرفته از بهار پست که خود فریب و حیله است

کمر زاین فریب سخت شکسته است شکسته است

خلاصه این جواب تو دلم زاشک پر شده

لیاقت بهار پست همین و در خور این شده



[ یکشنبه 4 بهمن 1388 - 01:16 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
190
جمعه 2 بهمن 1388
خودم تنها تنها دلم


[ جمعه 2 بهمن 1388 - 12:48 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: جمعه 2 بهمن 1388 - 12:55 ب.ظ]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
رخوت بی مجال
دوشنبه 28 دی 1388

من از طرح زیبای هر خاطره

سلامی غزل گونه خواهم نوشت

که باور کنی گرچه دوراز تو ام

فراموش هرگز نکردم تو را

در این رخوت بی مجال زمان

که احساس پژمرده همچون خزان

به یاد تو من مانده ام آشنا

که شاید من یاد باشم تو را



[ دوشنبه 28 دی 1388 - 12:35 ب.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
خوب میدانم
یکشنبه 27 دی 1388

کجایی تا ببینی که من برای خریدن پاره ای از رؤیاهای زلال تو خوابهای شیرین شبانه‌ام را فروخته‌ام.

کجایی تا ببینی در مرگ آرزوهایمان چندین بار جامه سیاه بر تن ترانه‌ها کرده‌ام و مجلس ترحیم خاطره‌ها را برپاکردم و به حسرت عبور تو چقدر آینه شکستم تا حضور تلخ ثانیه‌ها تکثیر نشوند.

چشمهایم را دلداری می‌دادم و می‌گفتم باران که دلیل نمی‌خواهد امروز یا فردا چه فرق  می‌کند ؟

اگر قرار به باریدن باشد، بیا به رسم دلهای شکسته برایم از دریا و باران بگو .

خودم کویر و سراب را خوب می‌دانم!

خوب می‌دانم



[ یکشنبه 27 دی 1388 - 01:24 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: - - -]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]
نازنینی بود در دلم به بادش دادم.
سه شنبه 15 دی 1388
این دله بی کسم دل به کسی دارد که روحی ندارد و به درد خود میبالد که هیچ کس

نیست آنرا دارویی گذارد.کسی نمیداند چه میکشد ماری که شکمش زخمی شده و

مجبور به حرکت است.کسی نمیداند شبستان آخری که در آن سر خواهم کرد چه قدر

به شب بودنش وفا دار است.زمستانی را سر میکنم که امیدی به بهارش نیست.

قدیم تر ها وعده ها دادند به این افکاره کودکانه ام و آنرا اینگونه توصیف میکردند که

درخت کوچک را باید نگه داشت تا ریشه ای بسازد برای من تو و ما.کس نمیداند

 پری زاده های فرشته روی خبیثانه زمانی هستند که آرامش افکارم را از آن خود

میدانند.بی آنکه بدانند جایگاه آرامشمم دیر زمانیست که به اجاره ی سیلاب اشکهایم

گشته.کسی نیست غم خواره دلم باشد و باز هم به این باور هستند که اینگونه سنگ

گشته ام و بی خبر از آنند که زیر شدت شلاقهای بی مهرشان ضخامت قلبم را

احساس میکنند.به بهاری نمیرسم از آنجا که وقتم تنگ است برای جواب پس دادن به

غمهایی که بی اشک ماندند.چشمهایم به راهی است که مقصدش زندگی و

سرانجامش نا کجایی است که گم شدن لازمه ی حیات است.خواهم رفت در

فراسویی که هیچ کس ندایم را نخواهد شنید.خواهم رفت و جدا خواهم شد از

دوستان و نزدیکانی که دمی آرامم نکردند.خواهم رفت از یاد ها و تنها دلنوشته ای از

من به یادگار خواهد ماند که این نیز خواهد گذشت.میگذارم یادم را برای شما تا بدانید

چه کردید با دلم.حرفهایی را از جنس خنجر بر دیواره های دلی که تیکه هایش به

چشم نمی آمدند را به یادگار حک کردید.

خواهم رفت و شما را به خدا خواهم سپرد تا بدانید چه کردید با آینه ای که هیچ چیز

جز صداقت نداشت.خواهم رفت از کنارتان تا بدانید شکستم بی آنکه کس بداند که من

چه کشیدم و آن هنگام که من آرام در بستر زمین به عشق بازی بر خاکش بوسه

خواهم زد شما گم در آدم بودنتان خواهید بود.حرفی نیست برای جبران و گله ای

نیست برای تمکین و این را همیشه بر لب خواهم خواند تا بدانید هیچ کس از انسان

بودنم شاد نگشت هیچ کس با تارو پود زندگیم نقشی نساخت هیچ کس برایم این را به

خلاف ثابت نکرد که:

زندگی هنگامه ی فریاد هاست


سرگذشت در گذشت یادهاست


زندگی تکرار جان فرسودن است


رنج من تاوان انسان بودن است



و در آخر برای همه بی محبتها و محبت دارانم خواهم نوشت:


هر کسی یادم کند یادش به خیر


هر کسی یادم نکرد یادش به خیر


هر که هم یادش رود یادم کند یادش به خیر



[ سه شنبه 15 دی 1388 - 12:43 ق.ظ ]
[پاکنویس املامو درست کردم در: یکشنبه 20 دی 1388 - 07:30 ب.ظ]
[ یادگاری ()|| *مرد تنها* ] [] [+]

ابتدا نیت كنید سپس برای شادی روح حضرت حافظ و همه ی اسیران خاک سه صلوات بفرستید

.::. حالا کلید فال را فشار دهید .::.

برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
غم قطره*مرد تنها*


غم قطره


پادشاه موسیقی فارسی