دلخواه شدنم برای تو چقدر سخت بود و چه تعبیر زیبایی داشت برایم آن همه سختی
تو میخواستی این گونه باشم شدم اینگونه گویم گفتم و... من آن شدم که تو خواستی
افزون شده هایم را خودم تقدیر میکنم 
شبها نقش خودم را بر بوم وجودم میکشیدم تا صبحگاه چشمانت علاقه ات را ببیند
همه را تغییر دادم خوب است؟
بد نیست
و این همان جوابی بود که سالها با خود کلنجار رفتن را به ثمر مینشاند
با خود میگویم میدانم میرود
میدانم نخواهد ماند
پس من چرا؟
دلم شیدا میشود بلوایی به پا میکند که مرا از فکرم پشیمان میکند
تورا دوست دارد لعنتی مرا هم به اتش کشیده



تاریخ : دوشنبه 27 آذر 1396 | 12:06 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها