تبلیغات
غم قطره - مطالب اردیبهشت 1392

خیلی وقته دلم میخواد بگم دوست دارم

بگم دوست دارم بگم دوست دارم

از تو چشمای من بخون که من تورو دارم

فقط تورو دارم بی تو کم میارم

نبینم غم و اشک تو چشمات نبینم داره میلرزه دستات

نبینم ترس توی نفسهات ببین دوست دارم

منم مثه تو با خودم تنهام منم خستم از تموم دنیام

منم سخت میگذره همه شبهام ببین دوست دارم

ببین دوست دارم

دوس دارم وقتی که چشماتو میبندی

با من به دردای این دنیا میخندی

اروم میشم بگی از غما دل کندی

بیا به هم بگیم دوست دارم

دوس دارم من اون چشمای قشنگتو

دارم واست میخونم این اهنگتو

هر چی میخوای بگو از دل تنگتو

بیا به هم بگیم دوست دارم

 نبینم غم و اشک تو چشمات نبینم داره میلرزه دستات

نبینم ترس توی نفسهات ببین دوست دارم

منم مثه تو با خودم تنهام منم خستم از تموم دنیام

منم سخت میگذره همه شبهام ببین دوست دارم

ببین دوست دارم

دوس دارم وقتی که چشماتو میبندی

با من به دردای این دنیا میخندی

اروم میشم بگی از غما دل کندی

بیا به هم بگیم دوست دارم

دوس دارم من اون چشمای قشنگتو

دارم واست میخونم این اهنگتو

هر چی میخوای بگو از دل تنگتو

بیا به هم بگیم دوست دارم

 دوست دارم.



تاریخ : دوشنبه 30 اردیبهشت 1392 | 10:10 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
من نبودم و تو بودی ،
بود شدم و تو تمام بودنت را به پایم ریختی ،
حالا سالهاست که با بودنت زندگی می کنم ،
هر روز، هر لحظه، هر آن و دم به دم هستی .

ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ،
ببخش تمام نادانیها و نفهمی ها و کج فهمی هایم را،
اعتراض ها و درشتیهایم را ، و هر آنچه را که آزارت داد .
دستانت را می بوسم و پیشانیت را ،
که چراغ راه زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ،
خاک پایت هستم تا هست و نیست هست .
به حرمت شرافتت می ایستم و تعظیم می کنم .


تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 | 01:06 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

شبیه کودکی نوپا،خواستنت پای دلم را می گیرد،

به سختی روی زانوی ظریفش می ایستد 

و دست های کوچکش را به رویم می گشایدتا در آغوشش بگیرم

و تو اینگونه در خاطر من می مانی

و من دلم می خواهداین لحظه را بیشتر از خدا عمر کنم

و رها چون باد تو را قلمدوش در خیابان های جهان قدم بزنم!



تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 | 09:39 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

غم مخور،معشوق اگر امروز و فردا میکند
شیر دور اندیش با اهو مدارا میکند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی؟
نقطه ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها تا می‌کند

از دل هم‌چون زغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند


تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 | 09:11 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود
و دلم پبش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هروقت تو را می دیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می ترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هر چند نبود

شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تورا دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود




تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت 1392 | 09:07 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
دیروز اومده پیشم میگه بیا با هم باشیم.
امروز رفته از پیشم میگه نمیخوام با هم باشیم.
بین دیروز و امروز چی بود که من ندیدمش؟
چشم فراموش میکنم.


تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 | 02:51 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها