تبلیغات
غم قطره - مطالب خرداد 1392
پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک لحظه

فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ، میخواهم سر روی شانه های مهربانت

بگذارم تا دیگر دل آتشینم برای لحظه ای آرام گیرد ، تو مرا به دیار محبت ها بردی و

صادقانه دوستم داشتی . من و تو ما شده ایم پس نگذار زمانه ی بی رحم دلهایی را

که از هم جدا نشدنی است را به درد آورد ، دلم را به تو دادم و کلیدش را به سوی

آسمان خوشبختی ها روانه کردم ، چه شب ها که تا سحر به یادت با گونه های

خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روز ها با خاطراتت نفس کشیدم پس تو ای

سخاوت آسمانی من... مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم..


تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392 | 12:40 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
احساسش برای همه بود.با من میماند و علاقه ای دو چندان داشت.ادمک های اطرافش را میدید میخندید فدایی میشد و من نیز با انها بودم.یک روز خوب برایم میگذارد و همان را بعدها هدیه به غمها خواهم کرد.
کینه ها از قلبهایم خواهد رفت خاطره ها را به یادگیری راه عاشق بودن میسپارم افسانه ها را در رویای با هم بودن زمزمه خواهم کرد و تو انقدر حرفهای تکراری را خواهی شنید.تکیه گاهی را انتخاب خواهی کرد چون کوه.
اسمان میبارد 
میبارد و سالها زمین راخیس خواهد کرد.
دیوار خشتی فرو خواهد ریخت.
ایستاده میمانم و تو را چون بی پناهی خودم در اغوش میگیرم.
زخم در اغوش کشیدنت نمکیست بر قامت.
اتش خواهم گرفت و خاکستری داغ در دستان تو باقی خواهم گذاشت.



تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | 12:40 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات


تاریخ : شنبه 25 خرداد 1392 | 02:07 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
میدانی وقتی چشمانت غمگون میشوند چه میشود؟تو میگویی هیچ بر خیال خیانت های من معصومانه نگاه میکنی ثباتی بر احساس نیست جز قلندری از شک

از یادهای مرده برکت نداشت محبت ها زود گذر بودند بگذار بگرید دل سیل زده ی من .
زیباست وقتی که تو میروی همدم میشوی دستانت را هدیه میکنی و سرپناهت میشود و من تنها 

مناظره میکنم.دستانش قوی هست مگر نه؟سجده گاه نیازهایت شده مگرنه؟غم چشمانت را میزداید مگر نه؟سختی های سردی دستانت را به جان میخرد مگر نه؟

بگذار بگوید من خیانتکار بوده ام.همین که توجیه کارهایش هم باشم کافیست.
کافیست اگر فکر میکند من بیقرارش کرده ام همین که از تو خاطره ای در من ماند کافیست خدایا 

این زیباست میخواهم پاکنویسش کنم قلمم را کجا گذاشتند


تاریخ : جمعه 24 خرداد 1392 | 03:46 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
او که میرود دلم برایش تنگ نمیشود.دلم برای خودم تنگ میشود که با او روانه ی رویا میشود.کاش دلتنگیم را برطرف کند


تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 11:02 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
غمگینم 
مثل اشکی که جاری شد
مثل اهی که خالی شد
مثل امید که کاهی شد
مثل ماندن که راهی شد
غمگینم 
مثل او که بی من رفت
مثل من که بی او ماند
مثل ما که بی جمع شد
مثل تو که ایشان شد
غمیگینم
مثل حرفی برلب
زیر دنیای سکوت
ارزو کردم اینبار
کاش ....
غمگینم
غمیگنم در هیاهوی تو
در نشاط صدای تو
خالیست نگاهم از تو
ولی هست کنارم یاد تو
غمگینم
غمگینم مثل من مثل تو
مثل انها که تک شدند
مثل سالها که بد شدند
مثل باران که خشک شد
مثل نور که دور شد



تاریخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 02:55 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
خدایا تو میدانی که من جز تو در سایه ی بی نثار شب جسمی تاریک بر پیکره ی هستی هستم.دستانم را گرفتی در اوج ناباوری، دلم را شاد کردی در اوج غمهای بی پایان و من تنها از تو روی گردان بودم.
خدایا میدانم دلت برایم سالها تنگ است میدانم دستانت هنوز به سمتم برای یاریم دراز است و من نمیبینم لطفی را که تو هر روز به من روا میداری.
خدای من دلم گرفته از دنیایی که اجبارش ب سختی است و انکارش به نیستی برای آن همزبانان بی ریا دلتنگم برای آنان که دلشان مملو از بی عیبی هاست
خدایا تو را صدا میزنم فراموش کردمت میدانم
خدایا میدانم که قدرتت بیکران است و من تنها ذره ای در برابر آن وسعت هستم و بازهم در اوج ضعف حس خدایی دارم.مرا ببخش.
شاید این باشد تفسیرم من قدرتی چون تورا دارم.
راست گفت انکه تورا دارد دنیا ندارد.
خداوندا مرا در بیکران خود غرق کن نه در بیکران خواسته ها.
دلم برایت تنگ است خدا.



تاریخ : سه شنبه 7 خرداد 1392 | 11:11 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات


تاریخ : یکشنبه 5 خرداد 1392 | 02:06 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها