برام دعا کنید فقط


تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394 | 10:11 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
تمام اغازها رو به پایان شد
من اغازگر و دیگری پایان تمام خوبی ها شد.
دلم تنگ است برای همان مهربان های دیار دوست داشتن ها
همان ها که تا چشم بر هم زدیم راهی باقی شدند و در کوچه پس کوچه های شهر ویرانی را مشاهده کردند و باز برای خود قصری از تازگی ساختند
برای اجرها دلم میسوزد که بر خانه ای سوار شدند که گاهی پیکرشان بی ثبات میشود 
من همان مرد تنهای بی رحمی ها هستم
همان شاعرانه ی ویلاهای گِلی
تمامشان را سیلاب گِل الود برد و من در قبال بودنشان بی تضمین میخکوب مانده ام
خاطرات بی مهابا می ایند و مرا به خواب لالایی میکنند
بخواب ای مرد کوچک
و باز کابوس بی تو بودنها 
مرا از خواب ترسانده اند و مرا از بیداری ترسانده ای
گویی صبر بخشیدن های من نیز رو به پایان است
الهی 
به تو میسپارم 
الهی مرا به خواب میسپارند ثانیه های روزانه ات
الآها برای شب زندگانی هایم کمی شرب طلب میکنم
شیها برای ارام شدنم به شکل لیلای مجنون به خوابم می ایی ولی
خبر از روزهایم هم داری؟
مرا به دست بچگی های کدام نوزاد میسپاری؟
مرا با که هم اغوش خواهی کرد که اینگونه دلخستگی هایم را نادیده گرفته ای؟
در ظلمت کدام ستاره فروش مرا پرنور کرده ای؟
من همان سو سوی بی میل تاریکی ها خواهم بود
بگذار به بهانه های مشعل ارام مرا بسوزانند
اغاز سرما نزدیک است و من تنها در فاصله ای از تو خواهم سوخت



تاریخ : شنبه 7 آذر 1394 | 10:19 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها