بابایی یک کوه درده بابا خسته نبرده

بابایی دلش گرفته بابا پیره اما مرده

بابایی یه تکیه گاهه بابا سایش  سر پناهه

بابایی گرمای خونست بابا یک مرد نمونست


بابا اب داد  بابا نون داد

بابا دوستی یادمون داد

بابا از خودش همیشه

یک دنیا مردی نشون داد


بابا عشقه بابا جونه بابا برکت سفرمونه

الهی زنده باشه خونه روشن بمونه

بابا درویش بابا رازه بابایی سجده ی نمازه

الهی خونه بی بابا نمونه


بابایی غم داره چشماش بابایی خالیه دستاش

بابایی دلگیرو خستهبابا کوله بارو  بسته

بابایی سختی کشیده بابا از دنیا بریده

بابا دستاش دیگه سرده بابا رفت برنمیگرده ..

بابا آب داد بابا نون داد بابا .. .


بابا مثل ریشه درخته

وقتی که بابا نداری خیلی سخته

بابا حرفاش یادگاره بابا دیگه غم نداره

بابا اب داد بابا نون داد بابا

دوستی یادمون داد

بابا از خودش همیشه یه دنیا مردی نشون داد


بابایی ارومه حالا تا همیشه پیش یاره

یاد بابا وقتی که دلتنگشی ارامشه

الهی خونه ای از برکتش خالی نشه

بابا زندست یادش توی خونه

همیشه یه خاطره با من می مونه 



تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1396 | 01:08 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

غم قطره


تاریخ : یکشنبه 17 دی 1396 | 11:46 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
پدرم واسه همیشه رفت


تاریخ : سه شنبه 12 دی 1396 | 10:19 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
کاش تمام نانوشته های من نوشته شود

 کاش برگردد به رویاهای زیبای شیرین کودکانه ام 

کاش برای تمام هردو بودن های من دستی قدرتمند باشد 

کاش تمام حس های من دانسته شود 

کاش هیچ نباید هایی برای تنهایی ها نبود

 کاش ناقوص دلم برای انچه میپندارم نباشد 

کاش رها شدن ها بدون تنهایی باشد 

کاش دست مرا هم بگیرد 

کاش وهم نبودن ها نباشد 

کاش تمام بودن ها تا ناکجا اباد باشد 

کاش ساز های نفس ها جاودانه باشد 

دلم برایت تنگ میشود ای تمام من 

دلم برای هردو تنها بودنهایمان تنگ میشود 

دلم برای تمام نبودن هایت 

 برای تمام حال های خوب من دلتنگ میشوم 

ای همه ی معشوقه من داد من تمام بودنت میشود 

شانه هایت جایگاه اشکهایم است و دل بریدن های من از همه برای توست 

تمام عمر اسیرلحظه لحظه بودنت ماندم تو هم خواهی رفت 

ای که به حد مرگ مرا به پرستش وا داشته ای تو هم مرا تنها خواهی گذاشت 

کاش نشود انچه بر دلم میگذرد 

نبودن تو یعنی نبودن من 

رهایم نکن به با تو بودن محتاج مانده ام 

برای بودنت فقط دعا در دستانم دارم  

کاش ببینی مردم با من چه خواهند کرد
 
تمام احساس من مخوف از نبودنت میشود 

کاش بمانی 

کاش رهایم نکنی 

کاش باشی تا گرمی وجودت برایم کوهی از تمام خوبی ها باشد در مقابل اقیانوس بدیها 

فقط تو بمان

 تک ستاره ی اسمان بی ماه من بی مهابا عشق تورا فریاد خواهم زد 

بگذار هرچه میخواهند بگویند من تورا دوست دارم 

دنیای بی دلیل اسیرها من اورا دوست دارم و خواهم داشت 

دست هایم را خواهد گرفت و روز رفتنم فرا خواهد رسید

غروبت مبارک.


تاریخ : سه شنبه 12 دی 1396 | 10:08 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
از همان ابتدا دروغ گفتند . . .
مگر نگفتند که من و تو ، ما میشویم ؟
پس چرا حالا من اینقدر تنهاست . . .
از کی تو اینقدر سنگدل شد ؟
اصلا این ” او ” را که بازی داد ؟
که آمد و تو را با خود برد و شدید ما ،
می بینی…؟
قصه ی عشقمان . . .
فاتحه ی دستور زبان را خوانده است . . .


تاریخ : سه شنبه 12 دی 1396 | 11:12 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات


تاریخ : یکشنبه 10 دی 1396 | 11:17 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

زیبـــــا هـــوای حوصله ابـــری است . . .

چشمــــی از عـــشق ببخشـــایم . . .

تــــا رود آفتــــاب بشویـــــد ،

دلتنگــــــی مــــــرا . . .

هنـــــوز عشق ،

در حول و حوش چشـــم تــــو می چرخد . . .

از مـــــن مگیـــــر چشم ،

دست مــــرا بگیـــــر و کوچـــه هـــای محبت را

بـــــا مــــــن بــــــگرد . . .

یــــــادم بده چگونه بخــــوانم ،

تا عشــــق در . . .

تمامـــــی دلهـــــا معنــــا شود . . .

یـــادم بـــده چگونه نگاهت کنم ،

که تری بالایت در تندباد عشق نلــــرزد . . .



تاریخ : جمعه 8 دی 1396 | 11:11 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
من بزرگ شده ی غمهای کوچکم

از اسباب بازی هایم دلخور میشیدم وقتی باب میلم نبودند.

چه صادقانه انها را کتک میزدم وقتی لج مرا در می اوردند

نمیدانستم دلشان اینقدر کوچک است که آه انها اینگونه مرا دامن گیر کند


تاریخ : یکشنبه 3 دی 1396 | 11:09 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها