بگویید بر گورم بنویسند:

زندگی را دوست داشت

ولی آن را نشناخت...

مهربان بود

ولی مهر نورزید...

طبیعت را دوست داشت

ولی از آن لذت نبرد...

در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود

ولی کسی بدان راه نیافت...

در زندگی احساس تنهایی می نمود

ولی هرگز دل به کسی نداد...

و خلاصه بنویسید:

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت

نه زندگی را برای زنده بودن...


تاریخ : شنبه 30 اردیبهشت 1396 | 10:30 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات


تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 | 08:56 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
حـکـایـت مـــنــــو تــــو

حـکـایـت آتـــــش و آبـــــ بــود..

بـه آغــــوشـــم کـشـیـدی..خـــامــــوش شـــدم..

نــــــابـــــود شــــدم...

امــــــــــا

تـــو هـمـان آبــــــِ جـاری خـواهــی مــانــد

شـایــــــــد..شـــایـــــد..قــطــعــأ

آتـــشِ دیــگــری در آغـــوشــت

جـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان

خــواهـــــــد داد.....


تاریخ : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 | 07:38 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

قـول داده ام....

گــاهـــے،هـــر از گـــاهـــے

فانـوس یـادت را بـے چـراغ و چـلـچـله

روشـن کـنـم

خیالت راحت، مـــن ھمان مــنـم

هـنوز هـم در ایـن شـبـهاے

بے خـواب و بـے خاطـرہ

میـان ایـن کـوچـه هـاے تـاریـک پـرسـہ مـیـزنـم

امـا بـه هـیـچ

سـتاره ی دیـگری سـلام نـخـواهـم کـرد

خیـالت راحــت.....



تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 | 07:28 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

دل برای شکستنه

دل مثل پیاز میمونه که هر لایه ازش برداریم لایه کلفت تر جایگزینش میشه.پس خوشا به حال کسی که

دلشکسته

باشه که دل استوار تری داره


دل ِ شکسته را بند هم که بزنی



بی فایده است !!!



هر کاری بکنی


باز هم غم و غصه



از ترَک هایش



چکُه می کند!!!



تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1396 | 07:11 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯼ ﺳـــﮑﻮﺕ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﻼﻣﺖ ﺭﺿــــﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ


ﮔﺎﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﯾﻌﻨﯽ "ﺍﻣــــﺎ"

ﯾﻌﻨﯽ " ﺍﮔــــــﺮ"

ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ " ﺩﻝ " ﻣﯽ ﺗﺮﺳــــﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ


تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 | 07:08 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

من یه گلدون پر از گل بودم وزش چشم تو پاییزم کرد


عشقمو عشق به دست آوردنت با همه دنیا گلاویزم کرد


مردم از تشنگی اما لب تو یه عطش به خنده دعوتم نکرد


بین این اومده ها و رفته ها هیچکس مث تو اذیتم نکرد


سر این سفره هنوزم یه نفر روز و شب منتظر مهمونه


مطمئن باش کسی قادر نیست منو از عشق تو برگردونه


اگه دوست نداشتی رنجوندنمو هیچ وقت از تو نمی رنجیدم


اگه زندگی می کردی با من زندگیمو به تو می بخشیدم


نبین امروز دارم به خاطرت دردمو توی خودم می ریزم


تو فقط اشاره کن ببین چطور همه دنیا رو بهم میریزم


سر این سفره هنوزم یه نفر روز و شب منتظر مهمونه


مطمئن باش کسی قادر نیست منو از عشق تو برگردونه



تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 | 03:10 ق.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات
نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!

نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!

آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!

از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!

باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !

قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد 

میکند!

و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام 

است

پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ 

روزی 

را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !

سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای 

قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !

تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!

تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !

و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات دیوانه میشوم !

حالا من مجنونم و تو لیلای من ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی عاشقانه دیگر با هم !

بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !

و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!


تاریخ : سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 | 07:06 ب.ظ | دست نوشته : *مرد تنها* |پیوست : لینک مطلب| نظرات

.:N This Template Designed By Reza.T.Gh Convert By Gham Ghatre N:.

  • paper | غم قطره | مرد تنها